۱۳۸۸-۱۰-۰۴

برای میم و 50 کدئین درون معده اش

امروز با این خبر روزم شروع شد؛ تو 50 تا کدئین خوردی، الان توی بیمارستانی !

مامان کج کج نگاهم کرد و گفت : چرا خودش رو کشت!

گفتم اون هنوز زنده است

گفت: خوب اون که زن داشت ! اونم زن به اون خوبی !

* * *

خیلی وقت ها باهم راجع به خودکشی حرف زدیم، خودت گفتی آدم باید یه جایی قصه رو تموم کنه قصه شیرین بشه، همینگوی این کار رو خوب بلد بود هم توی قصه هاش و هم توی زندگی اش خوب تموم کرد!

کاش موفق شده بودی، با اینکه خیلی دلم واسه ات تنگ می شد، و می دونم که خانم شین از این اتفاق داغون می شد، اما کاش موفق می شدی تا الان به شکل یک مرده جاندار نمی دیدمت فیل سوف ! تحقیر نمردن سایه کشیده روی حضورت!

حالا خودکشی هم از دست برنمیاد همون بهتر زندگی کنی بهترین دوست من، شاید می خواستی یه مینیمال بسازی، شاید وشاید هم ذهنت از داستان ساختن خسته شده بود.

هیچ نظری موجود نیست: