نيست كه نيست كه نيست كه نيست كه نيست و هستي اش را همين نبودنش اثبات ميكند.
* * *
جهان را جفت جفت آفريدهاند الا من كه منفردم. جهان اطراف من غارت شده است. خالي است. من چون پيري ديوانه در اين باغ سنگ و خشكي هر روز قدم ميزنم و با خودم آواز ميخوانم
***
از زندگي خسته شدم، باور ميكنيد ؟
لطفا از دلداري هاي احمقانه پرهيز كنيد

۲ نظر:
خسته ام من خسته ام من ،مثل مرغ بال وپر شکسته ام من ،سالها کنج قفس نشسته ام من....
بعضی وقتها این شعراهم حالی میده ...
عباس کجایی که یادت بخیر
ایندفعه تو پارک میری اینو بخون و بشنگ رفیق ....
وکجایی ؟
چرا نیستی؟
ارسال یک نظر