از خاک به خاک می افتم . مثل جوجه گنجشگی که تازه پرواز یاد می گیرد . کمی می پرم و باز به خاکم . تا کی دهان گربه باغ ما باز شود مرا ببلعد یا کودکی بازگوش فقط از سر کنجکاوی مرا فشار دهد تا دل و روده ام بریزد بیرون . وقتی کمی پر می زنم و می پرم با خود می گوییم وقت رسیدن به خورشید است اما باز به خاک می افتم استخوان نازم درد می کشد . می کشد و می کشُد .
-----
هیچ آتشی بر تو گلستان نمی شود اما خیالش در این آتش شاید به تو تسکین شود مرد .
----
تهمت خوردم .
---
کاش می شد با درنا های سرزمینم پر بگیرم و بپرم ...
---
اینچنین بر خیانت می سوزم . کجایید عاشیقان که سینه بر ساز کشید هزار مرثیه بسازید بر من تنها ، اینک مرده اید و استخوانهایتان در شمال خراسانم میان کوه های مه اندود با باد و دهانی بسته بر من مویه می کنند .
پرهای تو بسته مباد
لبهات پر از رنگ شاد
درنا
در آسمون و ابر و باد
دشت ها سبزه آباد
کفترهای بسته آزاد*
آوازی از شمال خراسان
-----
هیچ آتشی بر تو گلستان نمی شود اما خیالش در این آتش شاید به تو تسکین شود مرد .
----
تهمت خوردم .
---
کاش می شد با درنا های سرزمینم پر بگیرم و بپرم ...
---
اینچنین بر خیانت می سوزم . کجایید عاشیقان که سینه بر ساز کشید هزار مرثیه بسازید بر من تنها ، اینک مرده اید و استخوانهایتان در شمال خراسانم میان کوه های مه اندود با باد و دهانی بسته بر من مویه می کنند .
پرهای تو بسته مباد
لبهات پر از رنگ شاد
درنا
در آسمون و ابر و باد
دشت ها سبزه آباد
کفترهای بسته آزاد*
آوازی از شمال خراسان

۱ نظر:
شاید یک روز به خورشید رسد
ارسال یک نظر