۱۳۸۷-۰۸-۰۷

روز /اباني روز زيباي

هي مرد يك روز ديگر از زندگي ات طي شد و هنوز نمي داني براي چه زنده اي ؟
و اگر زمين به جايي تو شصت كيلو درخت روي خود داشت بهتر نبود ؟

----------------

من در ايران زندگي مي كنم و بيم مدام جنگ بيم مدام جنگ و بيم مدام
يكي از هفتاد ميلون ايراني ام در گوشه اي از اين قاره كهن با افسانه هاي كهن خرافات كهن درد هاي كهن
من پژمانم يك آسيايي
قاره اي بر روي زمين . زمين هرزه گردي در ميان كائنات چون ذره ذره ذره ذره ذره ي
در شگفت مي مانم كه چقدر كوچكم و چقدر
و چقدر بزرگ
---------------
حس خوبي دارم حس پاييز حس كسي كه مردم سودان از او خشمگينند . مجله بين المليي (خنده بلند)
----------------
خواهم شدن به ميكده گريان و دادخواه
----------------------
ساعت شش گفت ببنمش نمي دانم چه مي خواهد بگويي ولي مي خواهد مرا ببيند در سرماي پارك ملت ساعت پنج است . و منتظرم ساعت شش شود . مي دانم اين انتظار هم چون تمامي انتظار هاي تاريخ زود تمام تمام مي شود .

-----------------
روز آباني . روز زيبايي است . و نوشت اين روزنامه ها خطاب به خودم .

نشريه شلوغ است دارند ويژه نامه ميلاد مي بندند . براي من مهم نيست . مهم نوشته هاي هر روزه ام است . مهم كلمات است .
---------------
خيلي وقت است خبري از من نمي گيرد شايد داريم از هم فاصله مي گيرم مثل دو خط و رياضات مي گوييد همه خط ها روزي به هم مي رسند . ما به هم رسيده ايم و گذشته ايم و شديم خطي هرزه پو در انتظار برخورد با خط ديگر .
پري روز اس امس زد
هي روزگار
باز جواب ندادم . شاد مي شد بگوييم
هي فلاني زندگي شايد همين باشد
---------------
صفحه اينجا خيلي خشك است . اگر غلط هست تقصير من نيست

۱۳۸۷-۰۸-۰۶

روز نوشت ها

6 آبان
روز خوب پاييزي
و روزي كه كابوس و تب بيماري در من تمام شد
زنده ام هنوز و درد باعث شد كه امروز از هوا بيشتر لذت ببرم
-----------------
دلتنگي هاي بي هوا
دلتنگي ها نگفته
كميل بهزادي از تهران آمد . دلم برايش تنگ شده بود . دلم باز شد .
----------------
چقدر دلم مي خواهد وسط خش خش برگ ها ميان اين دلتنگي توي پاركملت قدم بزنم ولي سرما خورده ام و سرما پشت پنجره است تا باز مرا بخورد
و من هنوز جوان تر از آنم كه از سرما بميرم .
-------------------
پروين خانم از دستم عصباني است . زودتر بروم خانه و سر راه برايش چيزي بخرم. كمي قرص آسپرين بچه كه خونش رقيق تر شود و خطر سكته دور . تا مادرم پروين خانم بداند كه هنوز به يادش هستم .
------------------
كه گفته آدم سرما خورده نبايد سيگار بكشد ؟
من مي كشم تا ثابت كنم

۱۳۸۷-۰۵-۲۵

درنا

از خاک به خاک می افتم . مثل جوجه گنجشگی که تازه پرواز یاد می گیرد . کمی می پرم و باز به خاکم . تا کی دهان گربه باغ ما باز شود مرا ببلعد یا کودکی بازگوش فقط از سر کنجکاوی مرا فشار دهد تا دل و روده ام بریزد بیرون . وقتی کمی پر می زنم و می پرم با خود می گوییم وقت رسیدن به خورشید است اما باز به خاک می افتم استخوان نازم درد می کشد . می کشد و می کشُد .
-----
هیچ آتشی بر تو گلستان نمی شود اما خیالش در این آتش شاید به تو تسکین شود مرد .
----
تهمت خوردم .
---
کاش می شد با درنا های سرزمینم پر بگیرم و بپرم ...
---
اینچنین بر خیانت می سوزم . کجایید عاشیقان که سینه بر ساز کشید هزار مرثیه بسازید بر من تنها ، اینک مرده اید و استخوانهایتان در شمال خراسانم میان کوه های مه اندود با باد و دهانی بسته بر من مویه می کنند .

پرهای تو بسته مباد
لبهات پر از رنگ شاد
درنا
در آسمون و ابر و باد
دشت ها سبزه آباد
کفترهای بسته آزاد*

آوازی از شمال خراسان